درباره نویسنده
سید امیر رضا مرتضوی
به نام خداوند آفریننده زیبایی ها با عرض سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستان و کاربران محترمی که هم اکنون در این وب سایت حاضر می باشند اینجانب سید امیر رضا مرتضوی هستم و اهل اصفهانم و هم اکنون نیز در حال ادامه تحصیل می باشم. دوستان گرامی بنده تمام سعی خود را به خرج دادم که وب سایتی با محتوایی علمی فراهم نمایم که بحمدالله فراهم شد ولی هر امری دارای نقصی است و از شما صاحب نظران خواهشمندم با ارائه نظرات خودتان مرا در بهبود وضعیت وب سایت همراهی نمایید البته دوستان گرامی توجه نمایند که بعضی از مطالب ادامه دارند و پایین متن بیان شده گزینه ادامه وجود دارد که الباقی متن در آنجا ذکر شده است... با سپاس فراوان از شما عزیزان...
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سید امیر رضا مرتضوی
صفحات اختصاصی
  • خریدی کاملا مطمئن
  • <
مطالب اخیر
  • انواع پیلینگ یا لایه برداری پوست
  • چگونه خریدی مطمئن داشته باشیم؟
  • در کشور ایران از هر۳ نفر فرد بزرگسال ، یک نفر به بیماری فشار خون بالا مبتلا است
  • احتمال ابتلا به اختلال حافظه
  • ۳۷ درصد سالمندان در ۶ ماه اول پس از سکته مغزی دچار سانحه زمین خوردن و مخصوصا افت
  • یک یافته جدید ژنتیکی نشان می دهد که چرا قلب برخی افراد بزرگ می‌شود .
  • ۸ هزار نمونه ژنتیکی منابع سبزی و صیفی در کشور ایران جمع‌آوری شده است
  • ۳ عامل اصلی بروز بیماری‌های غیر‌واگیر در کشور ایران ، شامل استعمال دخانیات، تغذ
  • دشمن شناسی
  • فلسفه حجاب چیست‌؟
  • زندگی نامه ابن سینا
  • حجاب چیست؟
  • به مناسبت ۲۹ خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی
  • سهراب سپهری
  • ۱۳۸٧/٩/۱٥
  • اسطوره های ایرانی 3
  • قهرمانان و اسطوره های ایران زمین "2"
  • قهرمانان و اسطوره های ایران زمین
  • شکل واقعی زمین
  • وضعیت لشکر اسکندر و داریوش
  • وضعیت مذهب در دوران هخامنشیان
  • انسان، حیوان و نیروهای ماوراء الطبیعه
  • حکمیت تاریخ درباره کوروش
  • اساطیر ایران
  • شبیه سازی انسان
  • تاثیر تغذیه در کاهش اسیداوریک خون و بیماری‌ نقرس
  • سرما خوردگی یا آنفولانزا
  • پوکی استخوان
  • واریس
  • سرطان
کلمات کلیدی مطالب
  • خرید (۱)
  • تضمینی (۱)
  • تخفیف (۱)
  • درآمد واقعی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • بهمن ۸٧
  • آذر ۸٧
  • خرداد ۸٧
دوستان من
  • سایت جامع عصر نوین
  • اطلاعات عمومی
کدهای اضافی کاربر


مطالب علمی از گوشه کنارها
به نام ایزد منان و با عرض سلام و ادب فراوان خدمت دوستان گرامی و ضمن خیر مقدم به شما عزیزان خدمتتان عرض نمایم اینجانب تمامی سعی خود را برای ایجاد وب سایتی متناسب نموده ام از شما دوست عزیز خواهشمندم که با ارائه نظرات خود مرا در این امر همراهی نمایید با سپاس فراوان از شما عزیزان...
انواع پیلینگ یا لایه برداری پوست
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳٩٠/٢/٩

بعد از پیلینگ، آفتاب نگیرید

لایه برداری

اگر به مطب متخصصان پوست سری زده باشید، لابد دیده‌اید که خیلی از مراجعه‌کنندگان برای لایه‌برداری از پوست‌شان در اتاق انتظار نشسته‌اند. می‌گویند لایه‌برداری از پوست، به شما کمک می‌کند تا پوستی سالم‌تر و شفاف‌تر داشته باشید.

با دکتر مریم یوسفی، متخصص پوست و مو و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در همین خصوص به گفتگو نشسته‌ایم.

 

 


ادامه مطلب ...
نظرات ()



چگونه خریدی مطمئن داشته باشیم؟
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳٩٠/۱/٢٥

عرض سلام و تبریک سال نو 1390 شمسی

در این مطلب می خواهم برای شما عزیزان توضیح دهم که چگونه خریدی مطمئن داشته باشیم؟

شما در این وبگاه از طریق لینک محصولاتی که  در کنار صفحه سمت چپ وبگاه مشاهده می کنید می توانید خریدی مطمئن و همراه با تضمین داشته باشید.

هنگامی که شما از وبگاه ما خرید می کنید کالای مورد نظر خود را با بسته بندی فوق العاده شیک و زیبا به صورت رایگان در درب منزل دریافت خواهید کرد...با خرید از این وبلاگ از تخفیف ویژه ای برخوردار شوید(تا 15% تخفیف تضمینی)...

>....شما می توانید تفاوت قیمت واقعی را بسنجید....<

همچنین برای خرید مجدد (بیش از یکبار) شما از درصد تخفیف بیشتری برخوردار می شوید برای این منظور (خرید بیش از یکبار از وبلاگ ما) می بایستی از طریق لینک زیر ثبت نام نموده تا عضوی از مجموعه تجارتی ما شوید...

لینک:لینک را در صفحه ای جدید از مرورگر خود کپی و پیست (copy & paste) کنید

http://link24.ir/regsubreseller.aspx?s=36291

 

 

 

تیم پشتیبانی:(آپ تایم 99%)

amir.m.admin@gmail.com

mr.amirm2011@gmail.com

 

نظرات ()



در کشور ایران از هر۳ نفر فرد بزرگسال ، یک نفر به بیماری فشار خون بالا مبتلا است
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

شیوع فشار خون بالا در ایران ۳۰ درصد افزایش یافته است
شیوع فشار خون بالا در ایران در ده سال گذشته از ۱۷ درصد به ۳۰ درصد افزایش یافته است یعنی از هر ۳ نفر یک نفر به این بیماری دچار است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، از مرکز مراقبت از سلامت خانواده ،فشار خون بالا از علل اصلی آسیب های کلیوی است که در نارسایی قلبی و ریوی نقش مهمی دارد.

بر اساس این گزارش همچنین از هر ۳نفر در ایران ۲ نفر در معرض خطر بیماری های قلبی و عروقی بوده و ۴۶درصد مرگ و میر در ایران به علت بیماری های قلب و عروق است.

گفتنی است مصرف دخانیات ، فشار خون بالا ، اختلالات چربی خون ، فعالیت بدنی کم و دیابت از عوامل موثر در ایجاد بیماری های قلبی و عروقی است

نظرات ()



احتمال ابتلا به اختلال حافظه
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

افراد خوش برخورد از ابتلا به اختلال مشاعر مصون هستند .

مطالعات نشان می دهد که احتمال ابتلا به اختلال مشاعر در بزرگسالانی که ارتباط اجتماعی قوی تری دارند و به اصطلاح خوش معاشرت و آرام می باشند، به مراتب کمتر از افراد منزوی و سرشار از استرس است.

 به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از خبرگزاری فرانسه  ،  این یافته حاصل مطالعات محققان سوئدی می باشد. در این مطالعه ۵۰۶ فرد میانسال مورد آزمایش واقع شدند.

شرکت کنندگان در شروع مطالعه ، مورد مصاحبه قرار گرفتند و شخصیت، نحوه زندگی اجتماعی شامل روش کنترل استرس، میزان خوش مشربی و فعالیت های اجتماعی آنها مورد بررسی قرار گرفت.

همچنین تست مربوط به مهارت فکری در زمانهای مختلف طی ۶سال متوالی برای تشخیص ابتلا به اختلال مشاعر صورت گرفت.

در پایان مطالعه ۱۴۴ نفر از از شرکت کنندگان ، مبتلا به این عارضه تشخیص داده شدند که اغلب آنها افرادی منزوی، پر استرس بودند.
گفتنی است که در این تحقیق ، فاکتور جنس، میزان تحصیلات، علائم افسردگی، بیماری قلبی، سکته، دیابت نوع دو و… در نظر گرفته نشده بود.

البته این یافته بدین معنا نیست که تنها این دو فاکتور انزواطلبی و زندگی پر استرس باعث بروز اختلال مشاعر است، ولی فایده اجتماعی بودن و داشتن شخصیت آرام را نیز نباید در این زمینه نادیده گرفت.

نظرات ()



۳۷ درصد سالمندان در ۶ ماه اول پس از سکته مغزی دچار سانحه زمین خوردن و مخصوصا افت
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

پژوهشگران درخصوص خطر بیشتر زمین خوردن در ماههای نخست پس از سکته مغزی هشدار دادند.

 


به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل ازنشریه پزشکی استروک ،  شیوع زمین خوردن در ۶ ماه نخست پس از سکته مغزی افزایش می یابد که بسیاری از این زمین خوردن ها به درمان های طبی می انجامد.

پژوهشگران با بررسی ۱۱۰۴ سالمند مبتلا به سکته مغزی با میانگین سنی ۷۱ سال متوجه شدند، آمار زمین خوردن در ۶ ماه اول پس از سکته مغزی در بین این افراد ۳۷ درصد است که اکثر این زمین خوردن ها در محیط منزل اتفاق افتاده است.

بر پایه یافته های این پژوهش ، یک سوم افرادی که زمین خورده اند به مراقبت های پزشکی نیاز پیدا کرده اند و ۸ درصد به شکستگی دچار شده اند.

زمین خوردن یکی از علل مهم معلولیت و حتی مرگ و میر در بین سالمندان است.

نظرات ()



یک یافته جدید ژنتیکی نشان می دهد که چرا قلب برخی افراد بزرگ می‌شود .
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

یک یافته جدید ژنتیکی  نشان می دهد که چرا قلب برخی افراد بزرگ می‌شود . لارم به ذکر است بزرگی قلب وضعیتی است که می‌تواند به حمله قلبی منجر شود.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از  بی.بی.سی ،  رشد نامتعادل قلب می‌تواند بر اثر ورزش سنگین ، فشار خون بالا و چاقی باشد اما نقشی که ژن‌ها در این زمینه ایفا می‌کنند تا حد زیادی ناشناخته باقی مانده است.

اکنون محققان یک گروه بین‌المللی می‌گویند که برای اولین بار قلب‌های بزرگ شده را با یک ژن به نام استئوگلیسین (‪ )osteoglycin‬ارتباط داده اند.

این محققان در مجله ژنتیک نیچر نوشتند، این یافته‌ها می‌تواند به معنای کشف روش‌های جدید درمانی برای این بیماری باشد.

این مطالعه که بر روی جوندگان و حدود ‪ ۳۰‬انسان انجام شد نشان داد که ژن استئوگلیسین (‪ - )Ogn‬که پیش از این هرگز با عملکرد قلب ارتباط داده نشده بود - رشد اتاقک اصلی پمپ قلب یعنی بطن چپ را تنظیم می‌کند.

زمانیکه این ژن بطور غیر عادی رفتار می‌کند قلب می‌تواند بزرگ شود و شخص را در معرض خطر شدید ابتلا به بیماری‌های قلبی و حملات قلبی قرار دهد.

قلب‌های بزرگ شده اغلب و لی نه منحصرا ، در افراد چاق، افراد مبتلا به دیابت و یا دارای فشار خون بالا دیده می‌شود.

افرادی که هیچ یک از این مشکلات را ندارند مانند قهرمانان برجسته ورزشی نیز می‌توانند به این مشکل مبتلا شوند.

این گروه تحقیقاتی که شامل محققانی از موسسه ملی ریه و قلب مرکز علوم بالینی شورای تحقیقات پزشکی در کالج ایمپریال در لندن بودند متذکر شدند که در حال حاضر تنها گزینه درمانی موجود برای این بیماری پایین آوردن فشار خون است.

اما دکتر استوارت کوک یکی از نویسندگان این مطالعه گفت، اکنون که مشخص شده است ژن‌ها چگونه رشد قلب را کنترل می‌کنند می‌توانیم درک بهتری از اشکال رایج بیماری قلبی بدست آوریم.

وی افزود، این موضوع می‌تواند به کشف روش‌های درمانی جدید و موثرتر منجر شود.

نظرات ()



۸ هزار نمونه ژنتیکی منابع سبزی و صیفی در کشور ایران جمع‌آوری شده است
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

۸ هزار نمونه ژنتیکی منابع سبزی و صیفی در کشور ایران جمع‌آوری شده است  

رییس بخش تحقیقات ژنتیک موسسه تحقیقات تهیه بذر و نهال ایران گفت:   ۸ هزار نمونه ژنتیکی منابع سبزی و صیفی در کشور جمع‌آوری شده است  
 
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دکتر جواد مظفری  افزود : طی سه سال اجرای پروژه ملی جمع‌آوری منابع ژنتیکی سبزی و صیفی هشت هزار نمونه ژنتیکی از این منابع در کشور جمع‌آوری شده ولی در حال حاضر این پروژه با کمبود بودجه مواجه است 
 
وی  اظهار کرد: طرح ملی جمع‌آوری منابع ژنتیکی سبزی و صیفی از سال ۸۴ در کشور شروع شده و یک طرح پنج ساله است که متاسفانه در سال جاری به دلیل گرانی بنزین و نبود ماشین ماموریت‌های جمع‌آوری دچار مشکل شده است.

وی افزود:‌ با توجه به اهمیت اجرای این پروژه در تولید محصولات ارگانیک در کشور امیدواریم مسوولان امر اعتبارات کافی به این طرح اختصاص بدهند.

مظفری خاطرنشان کرد:‌ در طول مدت مذکور با اجرای این طرح تاکنون هشت هزار نمونه ژنتیکی با بیش از ۳۰ محصول سبزی و صیفی در کشور جمع‌آوری شده است.

وی یادآور شد: منابع ژنیتیکی سبزی و صیفی بیشترین فرسایش را دارند و به واسطه‌ی توسعه ارقام خارجی در ایران این منابع به طور مقطعی کنار گذاشته

نظرات ()



۳ عامل اصلی بروز بیماری‌های غیر‌واگیر در کشور ایران ، شامل استعمال دخانیات، تغذ
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱٩

 عامل اصلی بروز بیماری‌های غیر‌واگیر در کشور ایران ، شامل استعمال دخانیات، تغذیه نامناسب و پائین بودن میزان تحرک بدنی است
رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های وزارت بهداشت ایران گفت: اسید چرب و ترانس روغن‌های خوراکی جامد یکی از عوامل مهم بروز بیماری‌های قلبی، دیابت و سکته است، به همین علت وزارت بهداشت حداکثر میزان مجاز این نوع چربی‌ها را به ۱۰ درصد کاهش می‌دهد.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ،  محمد‌ مهدی گویا افزود: برای ایجاد یک نظام مراقبت از بیماری‌های غیر‌واگیر در کشور وزارت بهداشت، یک کار پایه‌ای را برای تعیین این‌که بدانیم مردم چقدر در معرض خطر ابتلا به این بیماری‌هاست آغاز کرده است، به این ترتیب که طی ۳ سال اخیر افراد مبتلا به بیماری‌های غیر‌واگیر را در گروه سنی ۱۵ تا ۶۴ سال مورد بررسی قرار داده است.

وی گفت: ۸۰ هزار بیمار در این مدت مورد مصاحبه قرار گرفتند و بر حسب ریسک فاکتور (‌عامل خطر) دسته‌بندی و جدا شدند، از گروهی از آن‌ها نیز آزمایش خون گرفتیم تا میزان قند و چربی خون آن‌ها مشخص شود.

گویا افزود: نتیجه بررسی نشان داد که ۳ عامل اصلی بروز بیماری‌های غیر‌واگیر در کشور ما شامل بیماری‌های قلبی و عروقی، دیابت، سرطان و سکته عبارتند از استعمال دخانیات، تغذیه نامناسب و پائین بودن میزان تحرک بدنی و لازم است هر چه زودتر برای کنترل این عوامل مداخلات جدی در کشور صورت گیرد.

وی گفت: نگاهی به روند رشد این بیماری‌ها و عوامل بروز آن‌ها در این تحقیق نشان داد که در آینده شاهد روند روز افزون و رشد نگران کننده این بیماری‌ها در کشور خواهیم بود و اجرای یکسری برنامه‌های حاکمیتی مثل اصلاح تغذیه مردم، افزایش تحرک بدنی و کاهش مصرف دخانیات در کشور ضروری است.

رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های وزارت بهداشت تصریح کرد: اولین اقدامی که در این زمینه اجرا می‌شود، تلاش برای کاهش روغن‌های خوراکی مضر است که مهم‌ترین آن اسید چرب و ترانس روغن‌های خوراکی جامد است، بر این اساس دستور جدید دولت به کارخانه‌های تولید روغن خوراکی و صنایع آن این است که میزان این نوع روغن ها نباید از ۱۰ درصد بالاتر رود، البته اکنون هم روغن‌های با زیر ترانس ۱۰ درصد داریم اما با ابلاغ این دستور دیگر اجازه تولید و عرضه روغنی که میزان ترانس آن از این حد بیش‌تر باشد در کشور داده نخواهد شد و با عوامل آن برخورد می‌شود.

وی گفت: این کاری است که اجرای آن به سازمان‌های بیرون از وزارت بهداشت مربوط است‌ اما نماینده وزارت بهداشت نیز در کمیته فنی آن حضور دارد. اقدام دیگر تلاش برای اصلاح فرهنگ تغذیه مردم است، اگر بخواهیم این برنامه‌ها به درستی در کشور اجرا شود، باید برای افراد حتی قبل از تولد و در زمان بارداری زنان برنامه تغذیه سالم داشته باشیم و آن را ترویج دهیم.

گویا افزود: بررسی‌های علمی نشان داده است که رژیم غذایی مناسب در زمان بارداری و تغذیه با شیر مادر از چاقی و افزایش وزن کودکان جلوگیری می‌کند، این برنامه‌ها در حال تدوین است و به زودی اعلام می‌شود.

وی ادامه داد: بخش دیگر کار افزایش تحرک بدنی در جامعه است، متأسفانه از این نظر وضعیت بسیار نامناسبی در کشور داریم و متوسط وزرش هر فرد در جامعه ما بسیار ناچیز است در حالی که باید هر فرد حداقل هفته‌ای ۵/۲ ساعت ورزش کند، نه تنها این میزان در جامعه ما وجود ندارد بلکه با افزایش سن میزان تحرک بدنی کم‌تر می‌شود.

وی گفت: وزارت بهداشت برای این منظور به دنبال ترویج ورزش همگانی است به طوری که حتی یک فرد معلول بدنی یا نابینا نیز ورزش مناسب خود را بشناسد و وقتی را در طول روز برای این کار اختصاص دهد.

گویا افزود: درباره سیگار نیز که در هفته دخانیات به کرات صحبت شده است و همه می‌دانیم که مصرف سیگار عامل که حاوی ۴ هزار نوع سم است عامل اصلی بروز سرطان‌ها، بیماری‌های قلبی ـ عروقی و سکته است و سالانه ده‌ها هزار نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر اثر آن جان خود را از دست می‌دهند و متوسط سن سیگاری‌ها حداقل ۱۰ سال کاهش می‌یابد.

نظرات ()



دشمن شناسی
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸
                                                هولوکاست

این مقاله با استناد به پیشینه و اقدامات جنایی گروه‌های تروریستی صهیونیستی (یهود) به ویژه اتحادیه دفاع یهود (JDL) به نگارش درآمده است. در این نوشتار بر ترور خصوصاً قتل «جنایت‌کاران اندیشه» که داستان یهودکشی و قتل عام شش میلیون تن از آنان در خلال جنگ جهانی دوم را زیر سؤال می‌برند، تأکید خاصی شده است.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



فلسفه حجاب چیست‌؟
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸

 

پوشش زن در اسلام به این معنا است که‌، زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و از جلوه‌گری و خودنمایی خودداری کند. بنابراین‌; لزوم حجاب از سوی اسلام در حقیقت برای حفظ کرامت زن است تا مورد بهره‌برداری هوسبازان‌، قرار نگیرد.
درست است که حجاب‌، در ظاهر محدودیت زن را نشان می‌دهد; اما واقع و روح مسئله‌، حکایت از محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگی و همسران مشروع و همچنین سلامت جامعه و حفظ آن از لجنزار فساد است‌. به طور کلی‌; فلسفة حجاب از چهار جهت قابل بررسی است‌:
1 ـ آرامش روانی‌:زیرا آزادی معاشرتهای بی‌بند و بار، هیجانها و التهابهای جنسی را زیاد می‌کند. از سوی دیگر، غریزه جنسی نیز غریزه‌ای نیرومند است که هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‌تر می‌شود. افزون بر این‌، تقاضای نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدنی است و دست نیافتن به آنها منجر به اختلالات روحی و روانی می‌شود. لذا اسلام راه فساد جامعه را از سرچشمه می‌بندد. یعنی نگاه که اولین واسطة ارتباط زن و مرد است‌، باید کنترل شود. به مرد می‌گوید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ...»(1)به زن هم می‌گوید: «قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن‌ّ و یحفظن فروجهن‌ّ ... »(2) یعنی زن و مرد نباید چشم چرانی کنند و نباید به قصد لذت به هم نگاه کنند، و یک وظیفه خاص نیز برای زن دارد; و آن این که خود را از مردان بیگانه بپوشاند.
2 ـ استحکام پیوند خانواده‌: اختصاص یافتن استمتاعات و التذاذهای جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع‌، پیوند زن و شوهر را محکم می‌سازد و به هر یک از طرفین این اعتماد را می‌دهد که او تنها کسی است که مورد عنایت و علاقه شریک زندگی خود قرار دارد. در حالی که در جوامع غربی و سیستم‌های آزاد; رقیب و مزاحم‌، امنیت خاطر زوجین را از بین می‌برد.
3 ـ استواری اجتماع‌:ارتباط حساب نشده و بی‌بند و باری‌ها، نیروی کار و فعالیت اجتماع را ضعیف می‌کند. اسلام با فعالیتهای فرهنگی‌، اقتصادی‌، اجتماعی زن و تحصیل او مخالف نیست‌. ولی با آلوده کردن محیط کار و فساد مخالف است‌. لذا در اجتماعی که حریم بین زن و مرد رعایت نشود، رکود فعالیتهای اجتماعی و انحطاط اخلاقی خواهد بود.
4 ـ ارزش و احترام زن‌: زن از نظر عاطفی و تأثیر پذیری‌، همیشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعایت حریم بین خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعیت خویش می‌شود. اسلام تأکید دارد که هر اندازه زن متین‌تر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده می‌شود.
برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه‌، مطالعة کتاب «مسألة حجاب‌» از شهید مطهری  را توصیه می‌کنیم‌

 
نظرات ()



زندگی نامه ابن سینا
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸
                                          زندگی نامه ابن سینا

ابن سینا دانشمند نامی

 

شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا . به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری مطا بق 980 میلادی از پدر بلخی ایی بنام عبدالله و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه خورمیثن قریه ای میان بلخ و بخاراچشم به جهان گشود .که نامش را حسین گذاشتند .

 

ابن سینا دانشمند نامی

 

شیخ الرئیس نواسه علی سینا، ‌معروف به ابن سینا . به قولی در ماه صفر سال 370 هجری قمری مطا بق 980 میلادی از پدر بلخی ایی بنام عبدالله و مادر بخارایی بنام ستاره در قریه خورمیثن قریه ای میان بلخ و بخاراچشم به جهان گشود .که نامش را حسین گذاشتند .

 

 

شرکت در جلسات بحث از دوران کودکی ، به واسطه پدر که از پیروان آنها بود . بوعلی را خیلی زود با مباحث و دانش های مختلف زمان خود آشنا ساخت . استعداد وی در فراگیری علوم ، پدر را بر آن داشت تا به توصیه استاد وی ابو عبدالله ابراهیم بن حسین ناتلی ، ‌ابن سینا را به جز تعلیم و دانش اندوزی به کار دیگری مشغول نکند . و چنین شد که وی به دلیل حافظه قوی و نبوغ خود در ابتدای جوانی در علوم مختلف زمان خود از جمله طب مهارت یافت .

 

تا آنجا که پادشاه بخارا ، نوح بن منصور به علت بیماری خود ، وی را به نزد خود خواست تا او را مداوی نماید ابو علی سینا بعد از تداوی از نوح تقاضا کرد تا به کتابخانه عظیم دربار سامانی دست یابد و از آن استفاده نماید این تقاضا مورد قبول نوح قرار گرفت . به این ترتیب وی توانست با استفاده از این کتابخانه در علوم مختلف از جمله حکمت ،‌ منطق و‌ ریاضیات تسلط یابد

 

وی با وجود پرداختن به کار سیاست در دربار منصور ، پادشاه سامانی و دستیابی مقام وزارت ابوطاهر شمس الدوله دیلمی و نیز درگیر شدن با مشکلات ناشی از کشمکش امرا که سفرهای متعدد و حبس چند ماهه وی توسط تاج الملک ، حاکم همدان ، را به دنبال داشت . بیش از صدها جلد کتاب و تعداد بسیاری رساله نگاشته که هر یک با توجه به زمان و احوال او به رشته تحریر در آمده است . وقتی در دربار امیر بود و آسایش کافی داشت و دسترسی اش به کتب میسر بود ،‌ به نوشتن کتاب قانون در طب و کتاب الشفا یا دائره المعارف بزرگ فلسفی خود مشغول می شد که اوج کمال تفکر قرون وسطی است که بدان دست یافت و در تاریخ تفکر انسانی از تحقیقات معتبر جهان بشمار می رود .

 

اما در هنگام سفر فقط یادداشت ها و رساله های کوچک می نوشت از میان تالیفات ابن سینا ،‌ شفا در فلسفه و قانون در طب شهرتی جهانی یافته است . کتاب شفا در هجده جلد در بخش های علوم و فلسفه ، یعنی منطق ، ریاضی ، طبیعیات و الاهیات نوشته شده است . منطق شفا امروز نیز همچنان به عنوان یکی از معتبرترین کتب منطق مطرح است و طبیعیات و الاهیات آن هنوز مورد توجه علاقمندان است . کتاب قانون در طب در هفت جلد نیز که تا قرن ها از مهمترین کتب طبی به شمار می رفت . شامل مطالبی درباره قوانین کلی طب ، دواهای ترکیبی و غیر ترکیبی و امراض مختلف می باشد .

 

ابن سینا در زمینه های مختلف علمی نیز اقداماتی ارزنده به عمل آورده است . او اقلیدس را ترجمه کرد . رصدهای نجومی را به عمل درآورد و در زمینه حرکت ، نیرو ، فضای بی هوا ( خلا ) ، نور ، حرارت تحقیقات ابتکاری داشت . رساله وی درباره معادن و مواد معدنی تا قرن سیزدهم در اروپا مهمترین مرجع علم زمین شناسی بود . در یکی از کتاب های او فصلی به نام اصل کوه ها که بسیار جالب توجه است . در آنجا ابن سینا می گوید : ممکن است کوه ها به دو علت به وجود آمده باشند . یکی برآمدن قشر زمین . چنان که در زمین لرزه های سخت واقع می شود و دیگر جریان آب که برای یافتن مجرا ، سبب حفر دره ها و در عین حال سبب برجستگی زمین می شود . زیرا بعضی از زمین ها نرم هستند و بعضی سخت . آب و باد قسمتی را می برند و قسمتی را باقی می گذارند . این است علت برخی از برجستگی های زمین .

 

 

او به موجودیت جن وزنده شدن بعد از مرگ معتقد نبود .....سینا میگفت افعال و حوادث مستقیما از خدا بوجود نمی آید بلکه در نتیجه عمل غایی داخلی تکامل میابد . سینا کوشش زیاد کرد تا نظریات فلسفی خود را با عقاید عامه مسلمانان توافق دهد سینا همه قضایا را تنها به روش عقلی و کاملا مستقل از قرآن مورد بحث قرار می داد از این سبب بود که تا قرن ها از طرف خلافت ها و هیت های حاکم ارتجاعی او را مظهر کفر و الحاد میدانستند و سوزاندن کتابهایش از سیاستهای متداول طی چند قرن در کشور های اسلامی منطقه بود زمانیکه اورا کافر و ملحد گفتن او گفت . ((کفری چو منی گزاف و اسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود در دهر چو من یکی و ان هم کافر پس در همه دهر یک مسلمان نبود))

 

 

او با ارائه نظر خود در مورد نحوه ارتباط و نسبت بین مفاهیم کلی مثل انسان ،‌ فضیلت و جزئیات حقیقی به یکی از پرسشهای علمای قرون وسطی که مدت های طولانی ذهن آنها را به خود مشغول کرده بود پاسخ داد . تاثیر آرای فلسفی ابن سینا ، ‌همچون آموزه های طبی او ، ‌بر علاوه قلمرو اسلامی ، ‌در اروپا نیز امری قطعی است . آلبرتوس ماگنوس ،‌ دانشمند آلمانی فرقه دومینیکی (1200 تا 1280 میلادی) ‌نخستین کسی بود که در غرب تفسیر و شرح جامعی بر فلسفه ارسطو نوشت . به همین دلیل اغلب او را پایه گذار اصلی ارسطوگرایی مسیحی می دانند . وی که جهان مسیحیت را با سنت ارسطویی الفت داد ،‌ در شناخت آثار ارسطو سخت به ابن سینا متکی و معتقد بود. .فلسفه و حکمت را حذف کردند وجای آنرا به تفسیر قران.احادیث. و اصول فقه واگذار کردند . علما مورد تکفیر اربابان مذهب قرار گرفت از جمله کسانیکه که با تمام قوا بر ضد فلسفه و علم طغیان کرد حجته اسلام غزالی(450 الی 505هجری) بود که عمری فلسفه را اموخت و به علت یاس و حیرت واهمه عجیبی که به او دست داد از مدرسه به خانقاه رفت و دامن عرفان را محکم گرفت و از جمله دشمنان سر سخت فلسفه .علم و حکمت گردید

نظرات ()



حجاب چیست؟
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸
                             فلسفه ی حجاب در اسلام چیست؟

 

براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:
1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏
بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است.
اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.
پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.
2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏
نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.
در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.
از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.
با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.
اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.
ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏
1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى جنسی خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مى‏سوزاند.
3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏
دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او
حیا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.
علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».(1) به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى‏اند نمى‏باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر مى‏گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.
بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى‏گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.
در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

نظرات ()



به مناسبت ۲۹ خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸

مسئولیت شیعه بودن یکی از تالیفات دکتر علی شریعتی است ؛ دکتر شریعتی در این کتاب به توضیح درباره مسائلی پرداخته است که عنواین آن به صورت تیتر وار تقدیم حضور می گردد. ( مطالعه این کتاب را به شما عزیزان توصیه می کنم)

♥ مسئولیت شیعه بودن
♥ تعریف ایمان در تشیع
♥ مسئولیت
♥ طرح فاجعه
♥ هنر و علم و ادب مسئول در اسلام
♥ اسلام مدافع شعر!
♥ درد بزرگ ادبیات و تحقیق غیر مسئول را می بینید؟!
♥ ( مذهب )، در خدمت مذهب
♥ مذهب، یعنی ( راه )
♥ مذهب مسئولیت
♥ ادوار تاریخ تشیع
♥ غییبت
♥ ( نیابت )
♥ اجتهاد
♥ طرح مشکلاتیکه مشکل نیست
♥ حوادث واقعه
♥ مسئولیت شیعه بودن
♥ مصلحت- حقیقت
♥ آری رسالت نه فقط رساله

مسئولیت شیعه بودن

(مسئولیت شیعه بودن)، غیر از آن که یک بحث علمی و فلسفی و اعتقادی بسیار عمیق است، در قلمرو و تحقیق محقق و متفکر و آشنا با مسائل علمی، خود بخود، بحثی عمومی نیز هست، که هرکه به مکتبی - یا مذهبی - معتقد می شود، مسئولیت هایی را متوجه خویش می کند و ( شیعه بودن ) نیز از این قاعده مستثنی نیست.
هرکس - در هر سطحی از تفکر علمی - با اعتقاد به هر مکتب و مذهبی، باید خویشتن را در برابر این پرسش بیابد که:
( اعتقادم، چه مسئولیت هایی را متوجهم می کند؟ ) بخصوص وقتی که مسأله ( شیعه بودن ) است و مسئولیت بسیارجدی تر و سنگین تر. چرا که یکی از خصوصیات مذهب تشیع - نسبت به سایر مذاهب برادر در اسلام - تعریف ایمان است.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



سهراب سپهری
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۱۱/۱۸

به مناسبت ۱۵ مهرماه سالروز تولد سهراب سپهری

سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در کاشان پا به عرصه حیات گذاشت.


ادامه مطلب ...
نظرات ()



 
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/٩/۱٥

اساطیر ایران

ایرانیان باستان جهان را گرد و همواره مانند بشقابی تصور می کردند.در نظر انان آسمان فضای بی پایان نبود بلکه جوهری سخت همچون صخره ای از الماس بود که جهان را مانند پوسته ای در بر گرفته بود.
زمین اصلی دست نخورده و هموار بود نه دره ای ونه کوهی خورشید وماه واختران بالای زمین بی حرکت در وسط آسمان.همه چیز آرام تا زمانی که شر به عالم وارد شد.
آسمان را شکست و به آن داخل شد به آب فرو رفت ودر میان زمین تاخت و زمین لرزید و کوه ها پدید آمدند .
کوه اصلی البرز بود که 800 سال طول کشید تا از زمین بیرون بیاید.دویست سال طول کشید تا به ستاره پایه(نام طبقه ای در آسمان)و 200 سال تا خورشید پایه و 200 سال هم به منتهی الیه آسمان رسید((فکرش رو بکن 1400 سال تا آخر آسمون راه بوده!!!))
***نکته جالبی که در مورد پیدایش جهان به نظرم میاد سخن قرآنه که ذات دنیا تاریکی بوده تا زمانی که خدا روز رو آفرید و روز چون لباسی دنیا رو فرا گرفت
1.vayu (ویو)
یکی از اسرار آمیز ترین خدایان هندو ایرانی است.خدای باد.خدایی که در ابر باران زا زندگی می دمد ودر طوفان مرگ.
وی از نفس غول جهانی که دنیا از بدن او ساخته شده پیدا شده و هم اهورا مزدا و هم اهریمن برای او قربانی میکنند!
در حالی که اهورا مزدا در بالا و روشنایی واهریمن در پایین و ظلمت ویو در مابین آنها ودر خلا حکمرانی می کند.
tishtrya.2 (تیشتریه یا تیشتر)ودیو خشکسالی!
تیشتر شخصیت دیگریست که با یکی از پدیده های طبیعی یعنی باران ارتباط دارد اما مفهوم دوگانگی در شخصیت این خدا وجود ندارد.
وی نیروی نیکوکاری است که در نبردی کیهانی با Apaosha (اپوشه یا اپوش)که عامل خشکسالی و تباه کنندگی زمین است در گیر می شود.
تیشتر ستاره تابان و شکوهمند نخستین ستاره واصل همه آبها و سرچشمه باران و باروری است.
چهارمین ماه سال معادل ژوئیه به تیشتر اختصاص دارد.گفته اند که در دهه نخست این ماه تیشتر به صورت مردی پانزده سالهدر می آید(پانزده سالگی سن آرمانی در تفکر ایرانی بوده است. )
در دهه دوم به صورت گاوی نر ودر دهه سوم به صورت اسب.
در سرودی که به تیشتر اختصاص دارد در جنگ میان او ودیو خشکسالی او به شکل اسب زیبای سفید با گوش های زرین با اپوش که اسب سیاهی است در هم می آویزند اما اپوش نیرومند تر بوده و پیروز می شود تیشتر با غم و اندوه به سوی اهورا مزدا آمده و علت ناتوانی خود را عدم شایستگی نیایش ها و قربانی های مردم بیان می کند!!!!!!(عجب کلکی بوده ها! )
آنگاه هور مزد خود برای اوقربانی می کند تا نیروی 10اسب،10شتر،10گاو نر،10کوه و 10رود در او دمیده شود.
این بار او پیروز می شود و آب می تواند بی مانع در مزارع و چراگاهها جاری شود.****اما حیفم اومد واقعیت اسطوره ای قرآن رو در این باره نگم:((آیا ندیدی که خداومند ابرهایی را به آرامی می راند وپس میان آنها پیوند می دهد . بعد متراکم می کند .در این حال دانه های باران را می بینی که از لابه لای آن خارج می شود واز کوههایی که در آسمان است دانه های تگرگ را نازل می کند وهر کس را بخواهد به آن زیان می رساند و از هر که بخواهد این زیان را برطرف می کندونزدیک است برق آن چشمها را ببرد!))
3.Anahita (اناهیتا یا ناهید):خدای آب های نیرومند بی آلایش
آناهیتا ایزد بانوی ایرانیان سرچشمه همه آبهای روی زمین است.او منبع همه باروری هاست.
نطفه همه نران را پاک و رحم همه مادگان را تطهیر می کند.
او نیرومند ودرخشان ،بلند بالا و زیبا پاک و آزاده است.تاج زرین هشت پره صد ستاره ای بر سر دارد و جامه زرین بر تن و گردنبند صد ستاره بر گردن در جایگاه آسمانی قرار دراد.
ناهید در اناطولی دارای معابد بسیاری بوده که استرابون مورخ رومی می گوید رد انجا از دختران اشراف خواسته می شده پیش از ازدواج در این معابد به روسپی گری مقدس بپردازند!!!!!اما از شواهد و قرائن بر می آید که در ایران پیرامون این خدا بانو آئینی با هرزگی وجود نداشته وکاهنه های در خدمت این خدا تعهد پاکدامنی داشته اند
4.verethraghna (ورثرغنه یا بهرام):خدای پیروزی
بهرام وجودیست انتزاعی از یک اندیشه.تعبیری از نیروی پیشتاز و غیر قابل مقاومت.
در سرودی که به او اختصاص دارد او دارای 10شکل است:1.باد تند2.گاو نر زرد گوش وزرین شاخ3.اسب سفید با ساز وبرگ زرین4.شتربارکش تیزدندان که پا برزمین می کوبد5.گراز تیز دندان که به یک حمله می کشد6.جوانی در سن 15 سالگی7.پرنده تیز پروازی که شاید کلاغ باشد!8.قوچ وحشی9.بز نر جنگی10.مردی که شمشیر زرین تیغه در دست دارد.
بهرام ایرانی بر خلاف همتایان هندی خود ایندره یا ارمنی وهگن بر غول یا اژدها غلبه نمی کند بلکه غلبه او بر شرارت آدمیان و دیوان است.وبدکاران و نادرستان را عقوبت می کند.
چنانچه نیایش و قربانیها درست باشد نه سپاهی به سرزمین های آریایی وارد میشود ونه بلا.
بهرام اساسا خدایی جنگجوست.
دو تجسم از تجسم های او به ویژه محبوبیت همگانی دارد یکی پرنده ای بزرگ ودیگری گراز.
ایرانیان قدیم ترسی آمیخته به خرافات به پر کلاغ داشتند و می پنداشتند که این پر انسان را حفظ می کند.
5.Rapithwin(رپیثوین):سرور گرمای نیمروز
رپیثوین خدای گرمای نیمروز و سرور ماههای تابستان وقرینه لازم و سودبخشی برای تیشتر است.خورشید پیش از ورود شر هنگامی که بی حرکت در بالای جهان ایستاده بود در اختیار رپیثوین بود.بنابراین او سرور جهان آرمانی است.در عقیده ایرانیان باستان هورمزد در زمانی از روز که متعلق به رپیوثین است قربانی کرد واز آن آفرینش به وجود آمد.در پایان جهان نیز زمان به رپیثوین تعلق دارد که رستاخیز به انجام می رسد.جشن رپیثوین بخشی از جشن نوروز است هم روز نودر سال واقعی و هم روز نو در زمان آرمانی آینده.
بنابراین آمدن رپیثوین زمان شادی وامید به رستاخیز است.نمادی از پیروزی نهایی و همیشگی آفرینش نیک
6.AGNI(اگنی):
اگنی خدایی است که به صورت آتش قربانی را دریافت می کند و به عنوانpriest (دین مرد)آن را به خدایان تقدیم می دارد.
عنصر آتش همچنین در عالم پراکنده است.خورشید در آسمان برین در ابر طوفان زا افروخته می شود و به صورت برق به زمین فرود می آید و دراینجا دائما به دست مردمان دوباره متولد می شود.بنابراین اگنی راه خدایان نامیده می شود که از آن می توان به قله های آسمان رسید.البته بیشتر خدایی هندیست تا ایرانی!!!!
Atar.7 (آتر یا آتش):
درباره آتر فقط چند اسطوره ای به ما رسیده است.یکی از آنها ستیز میان آتروغول اژی دها بر سر فره ایزدی است.اژی سه پوزه بد آیین که تجسمی است از هوس ویرانگر برای به چنگ آوردن فره ایزدی .بتاخت تا آن را خاموش سازد.آتر نیز برای به دست آوردن آن شتافت آن فره دست نیافتنی را نجات دهد.اما اژی که همچنان به دنبال او می تاخت وناسزا می گفت فریاد برآورد که اگر آتر فره را به دست آورد بر او خواهد تاخت و هرگز به او اجازه نمی دهد که در زمین بدرخشد.
چون آتر دچار تردید شد اژی تاخت تا فره را به دست آورد.این بار نوبت آتر بود که زبان به تهدید بگشاید.((ای اژدهای سه پوزه باز گرد وگرنه بر پشتت زبانه می کشم ودر دهانت شعله افکنم که دیگر نتوانی در زمین اهوره گام برداری!))
خلاصه اژی هراسان خود را پس کشید وفره ایزدی همچنان دست نیافتنی ماند.(امان از این ایرانی ها )
مشکل بتوان معنای واقعی این اسطوره را درک کرد اما به خوبی از آن بر می آید که ایرانیان باستان زندگی را نبردی میان نیروهای خیر وشر می دیدند.به همین سبب آتر را با عنوان جنگجوی خوب دلیر می نامیدن
8.Haoma (هومه یا هوم):گیاه وخدا
هوم هندوایرانی در ذهن غریبان تصوریست تقریبا در نیافتنی ودر عین حال بسیار آشنا!
هوم هم گیاه است هم خدا.هوم را موبد ایزدی به شمار می آورند که خود قربانی غیر خونین است اما قربانی خونین انجام می دهد.مرگ او شر را شکست می دهد و مومنان با شرکت در mayazd (ضیافت آیینی)به اسرارزندگی دست می یابند.
هوم آسمانی که پسر اهورا مزداست.به خدایان دیگر فدیه نثار می کند و سهم خویش را چون موبدان زمینی بر می دارد!
با این کار او می تواند از روح قربانی مواظبت کند و اگر سهمی به او تخصیص داده نشود آن قربانی در روز داوری از قربانی کننده شکایت خواهد کرد.از سوی دیگردر اسطوره های باستانی این گیاه اثری معجره آسا در شفا بخشی داشته است
با توجه به اینکه موجودات آسمانی که در تمامی ادیان باستانی گذشته شکل گرفته اند همگی دارای شخصیت قهرمانی نیز بوده اند واکثرا به افسانه نزدیکترند تا به اسطوره.در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می شود.که در اصطلاح اسطوره شناسی به قهرمانان ایزدی معروفند
10.هوشنگ وتخمورو(تهمورث):
چنین می نماید که در ایران باستان چندین روایت درباره نخستین شاه وجود داشته است.زیرا علاوه بر جم دو شخصیت دیگر نیز نخستین شاه نامیده شده اند.هوشنگ وتهمورث!
این دو نخستین شاه به صورت نخستین فرمانروایان افسانه ای یکی پس از دیگری گنجانده شده اند.گرچه اینان روزگاری از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده اند.
هوشنگ در دوران باستان فرمانروای هفت اقلیم بود وبر مردمان و دیوان حکمرانی می کرد.همه جادوگران ودیوان از برابر او گریختند.
درmazana (مزنه که همان مازندران کنونی است) دیوان و جادوگران بسیاری اقامت داشتند که دو سوم آنان به دست هوشنگ دلیر کشته شدند.فرمانروایی او دوران استقرار قانون در روی زمین است واز او و همسرش نژاد ایران به وجود آمد.
تهمورث مانند هوشنگ ودیگر مردمان نیک سیرت دیوان را شکست داد .به بت پرستان ومردان وزنان جادوگر تاخت وحرمت راستین آفریدگار را رواج داد.
گویند در نبرد با شر اهریمن را به صورت اسبی درآورد وتا سی سال سوار بر او گرد زمین را گشت.
نظرات ()



اسطوره های ایرانی 3
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/٩/۱٥
باز هم در مورد سورنا بزرگ قهرمان ایرانی

هر چه در مورد این سردار بگویم باز هم کم گفته ام حیف که منابع اندک هستند و نو شته های زیادی در دست نیست


سردار بزرگ ایران به قول مورخان رومی (سورنا) نام داشت و احتمال دارد که در حقیقت، سورن (سورنا) لقب خانوادگی باشد. نام اصلی او «مونه سس» بوده که ماونگهه اوستایی و «ماه» فارسی از آن گرفته شده است. ریشه لفظ «سورن» از «سوره» فارسی است که به معنی قهرمان یا تواناست. در شرافت و نجابت خانوادگی او گفته‌‌اند، که از خانواده‌های بزرگ پارتی از بهترین محسوب می‌شد.»]
برخی گفته‌اند که در خوی جوانمردی اگر او را با ارد مقایسه کنیم، پادشاه اشکانی ناجوانمرد بود و سورنا دارای تمامی خصلت‌های یک انسان نجیب، شجاع و شرافتمند بود. استاد مهرین شوشتری در وصف چهره او می‌نویسد: «چهره دلکش و دل دشمن‌شکن داشت و هر گاه به جنگ می‌رفت هزار شتر بار و بنه برمی‌داشت و همیشه یک هزار سوار سنگین اسلحه و یک هزار سوار سبک اسلحه در رکاب داشت. همه سپاه ویژه او، 10 هزار نفر می‌شدند. اصولا خانواده سورن در مراسم دیهیم‌گذاری، تاج بر سر پادشاهان پارتی می‌گذاشتند.
سورنا (سورن) که در واقع می‌توان گفت که فرماندهی لشکری را برعهده داشت که در حکم «سپاه جاویدان» دوره هخامنشی بود، موقع حمله کراسوس به مرزهای غربی ایران بیش از 30 سال نداشت.» پلوتارک، مورخ بزرگ قدیم درباره او می‌نویسد: «چون ارد می‌دانست که سپاه کراسوس به چه میزانی از نظر عده و تجهیزات قوی است، صلاح در آن دید که سورن 30 ساله را برای جلوگیری از این خطر بزرگ (حمله کراسوس) به سپهسالاری کل قشون ایران منصوب کند، چون اگر چنین نمی‌کرد و شخصا با کراسوس روبه‌رو می‌شد واقعه شکست داریوش سوم از یونان تکرار می‌شد.
سرداران روم باستان در زمان ارد
در سال 60 ق‌.م یعنی پنج سال قبل از به سلطنت رسیدن ارد اشکانی، سه نفر سردار رومی به نام‌های «سزار»، «پمپه» و «کراسوس» جهت اداره قلمرو وسیع روم با یکدیگر متحد شدند و اولین «تریم ویرات» (Triumvirate) یا اتحاد رجال سه‌گانه روم را تشکیل دادند که هدف آن حکومت سه‌نفره (تروئیکا) ( Troika ) بود. مشهورترین آنها از نظر مال‌دوستی و خست و رباخواری و احتکار، کراسوس بود. این سه نفر قلمرو امپراتوری روم را به ترتیب زیر بین خود تقسیم کردند:
1- «جولیوس سزار» شمال و غرب اروپا را که انگلستان و فرانسه و آلمان و ... باشد به خود اختصاص داد.
2- «پمپه» (پمپی) که مرکز امپراتوری روم یعنی شبه جزیره ایتالیا را تحت سلطه خود درآورد.
3- اما کراسوس داعیه سلطه بر مشرق زمین را داشت. با جنگ‌های داخلی روم با «اسپارتاکوس» در جنوب شبه‌جزیره ایتالیا و پیروزی بر بردگان شورشی و به دست آوردن طلاهای زیاد و تصرف املاک کسانی را که «سولا» ( Sulla ) سردار رومی از اطراف امپراتوری روم اخراج کرده بود، کراسوس اقتدار کافی به دست آورده بود. فروش آن املاک، کراسوس را به یک فئودال ثروتمند که دارای خزاین زیاد طلا بود تبدیل کرد.
او لقب بزرگ‌ترین محتکر را در امپراتوری روم به خود اختصاص داد و مامور شد پس از آمدن به سوریه خاک ایران را در نوردیده و سپس به سرزمین افسانه‌ای هند راه یابد که به داشتن طلاهای زیاد اشتهار داشت.
جنگ کراسوس و سرنا
کراسوس برای رسیدن به اهداف خود که تسخیر ایران و هند و تجدید افتخارات دوران اسکندر بود در آوریل سال 54 ق‌.م با لژیون‌های رومی که تعدادشان به 60 هزار نفر می رسید (هر Legion تا پنج هزار نفر می‌رسید) به سوی ایران تاخت. هر لشکر رومی را لژیون می‌گفتند و هر لشکر رومی از چند «مانیپول» (تیپ) شکل می‌گرفت.
هر لژیون دارای یک پرچم (درفش) بود که به آن «وکسیلیوم« ( vexillum ) می‌گفتند. پیشاپیش لژیون‌های رومی یک واحد پیشتاز (طلایه‌داران) که عنوان «فالانش» را داشتند حرکت می‌کردند که وظیفه آنها زدن اولین ضربت به دشمن و از میان بردن روحیه لشکر مقابل بود.
کراسوس با 12 لژیون توانست خود را به مرزهای ایران (مرز سوریه و بین‌النهرین) برساند. اما سپاهیان ایران مانند روم از قانون جنگ‌های منظم پیروی نمی‌کردند بلکه تیراندازان رزمنده پارتی با حالت جنگ و گریز عملیات چریکی انجام می‌دادند. به طوری که دشمن را به درون منطقه خود کشانیده و سپس به او تاخت می‌آوردند و این رمز پیروزی پارتی‌ها (اشکانیان) بود.
زمانی که کراسوس به مرز شام و بین‌النهرین رسید از جانب سورنا، سفیری به نام «واگز» در مرز از طرف سپاه ایران این پیام را برای کراسوس فرستاد: «ای کراسوس اگر این سپاه را که در فرمان شماست دولت روم و سنای آن کشور فرستاده است که بر ایران بتازند، ایرانیان آماده هستند که تا دم واپسین ایستادگی کنند و چنانچه مجلس سنای روم و دولت روم با اشاره به اراده شما همراه نیست و شما به میل و هوس خود چنین قصدی کرده‌اید، ایرانیان بر پیری شما بخشیده و رحم آورده، دستور می‌دهند که به آسودگی و تندرستی به مرز و بوم خود برگردید.» کراسوس از این پیغام جسورانه برآشفته و گفت که پاسخ پادشاه ایران و سورنا را در سلوکیه پایتخت ایران خواهم داد.
سفیر و نماینده سورنا پس از این سخن کراسوس تبسم کرد و کف دست خود را به کراسوس نشان داده و گفت: هرگاه روی این کف دست ممکن است مو در آید، شما نیز به شهر سلوکیه می‌توانید داخل شوید و جواب پادشاه ایران را بدهید. بعد از این پیام بود که ارد با پیاده‌نظام خود داخل ارمنستان شد و این مملکت را اشغال کرد تا پادشاه آن نتواند سواره‌نظام خود را به کمک رومی‌ها وارد بین‌النهرین کند. کراسوس می‌خواست که از فرات عبور و سلوکیه را تسخیر کند.
ولی سپاه ایران به فرماندهی سورنا با جنگ و گریز او را به سمت حران کشانید و سپس متوجه بیابان‌های بی‌آب و علف کرد در حالی که رومیان عادت داشتند که در سرزمین‌های سرسبز و علفزار و سنگفرش بجنگند. کراسوس برای آرایش نیروهایش، بر بازوی راست لژیون‌ها، «کاسیوس» را گماشت و بر جناح چپ پسرش «پبلیوس» ( peblius ) را و خود در دل لشکر جای گرفت.
در این هنگام فرزند دیگر کراسوس به نام «فابیوس» که زیردرست ژولیوس سزار در خاک گل اقامت داشت با هزار و چهارصد سواره نظام اهل گالیا (فرانسه) برای کمک به کراسوس وارد حران شد. ولی طی یک جنگ و گریز کشته شد و کراسوس ناگهان ملاحظه کرد که سر فرزندش بر بالای سرنیزه پارتی‌‌ها بلند است.
تاکتیک سپاه ایران این بود که در عقبه سپاه شترانی که بارشان تیر بود حرکت می‌کردند و لشکریان ایرانی در موقع گریز خود را به شتران رسانیده و تیرها را برداشته و به سرعت خود را به دشمن می‌رسانیدند و تیراندازی می‌کردند.
از جانب دیگر ایرانیان طبل‌هایی ساخته بودند که اندرون آن ریک‌هایی قرار داده بودند که هنگام حمله به قوای روم با کوبیدن به آنها باعث رمیدن اسب‌های سواره‌نظام رومی می‌شدند. در این جنگ که ایرانی‌ها چهل هزار نفر بیشتر نبودند، نزدیک به هفتاد هزار رومی را شکست دادند در حالی که پسر کراسوس را نیز کشته بودند.
بعد از کشته شدن فابیوس، نماینده سورنا به اردوی کراسوس آمد و به او گفت که قوای پارتی امشب را به شما مهلت می‌دهد که برای فرزندت سوگواری کنی- بعد از این واقعه سورنا شخصا به اردوی کراسوس رفت و به او پیشنهاد مذاکرات صلح را داد. چون کراسوس اسبش تلف شده بود، از سورنا خواست که یک اسب مخصوص به او بدهد.
سورن بنا بر میهمان‌داری ایرانیان و اظهار دوستی پاسخ داد که در این موقعیت کراسوس میهمان دولت ایران است و حتما باید لوازم تشریفات از جانب دولت ایران به او داده شود. اسبی که به شما تقدیم کرده‌ام از جانب پادشاه ایران است،‌ در این موقع سورن به اتفاق کراسوس با اسبی که ایرانی‌ها به او داده بودند به سمت اردوی ایران جهت مذاکرات حرکت کردند- به رسم ادب ویژه مردم ایران، میهمان به ویژه که سردار دشمن هم باشد، محترم بود. دو نفر از مهتران اصطبل بر دو جانب اسب کراسوس راه می‌رفتند و یکی افسار اسب را می‌گرفت.
اما رومیان خیال کردند که خدعه‌ای در کار است و ایرانیان می‌خواهند که کراسوس را اسیر کنند که ناگهان جنگ کوچکی درگرفت و یکی از سرداران رومی به نام اکتاویوس چند نفر از سپاه ایران را کشت و در این گیرودار جنگی درگرفت و کراسوس کشته شد و سر او را نزد ارد آوردند. از آنجایی که ارد فردی زرپرست بود، طبق دستور وی چشم و دهان او را از طلای مذاب پر کردند. نتیجه این جنگ 20 هزار کشته رومی و 10 هزار نفر اسیر بود و علاوه بر آن تمام درفش‌های سپاه روم را ایرانیان به غنیمت گرفتند.
نتایج شکست روم از ایران
به غنیمت بردن تمام پرچم‌های روم لکه ننگی بود که بر دامان ارتش روم نشست. بعد از این شکست جولیوس سزار، سردار بزرگ رومی می‌خواست که انتقام این شکست را از ایران بگیرد. ولی قبل از تدارک حمله به ایران در 15 مارس 44 ق.م داخل مجلس سنای روم با خنجر برتوس و شمشیرهای دشمنانش کشته شد.
عاقبت در زمان پادشاهی فرهاد چهارم اشکانی بین ایران و روم در زمان زمامداری «اکتاویوس» در سال 20 قبل از میلاد صلح برقرار شد و فرهاد چهارم قبول کرد که همه وکسیلیوم‌های رومی (درفش‌های رومی) را به کشور روم مسترد کند.
در عوض، اکتاویوس سردار بزرگ و زمامدار روم کنیزی ایتالیایی به نام «تئاموزا» به فرهاد چهارم بخشید که در نتیجه ازدواج با او «فرهاد پنجم» به دنیا آمد. بعد از پیروزی پارتی‌ها بر رومیان دنیای آن روز به این نتیجه رسید که رعب و هیبت رومی قابل شکست است و رومیان نیز مانند سایر ملل گاهی پیروز و گاهی دچار شکست می‌شوند. واقعه تلخی که بعد از این جنگ برای ایران روی داد آن بود که سورن را که بحق باید ابومسلم عصر اشکانی دانست در جوانی پس از چنان خدمات شایان کشتند. مورخان رومی نوشته‌اند که ارد از روی بدگمانی، ترس و حسد چنین قهرمانی را کشت و ایران را از خدمت چنین سرداری محروم ساخت.
نظرات ()



قهرمانان و اسطوره های ایران زمین "2"
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/٩/۱٥
یوتاب{بزرگ بانوی ایرانی}

لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.


در مظهر عشق جز نکو را نکشند
دیوانه و پست و زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آنکه او را نکشند
سورنا : سردار پارتی


سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای نخستین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت.
ژول سزار و پومپه و کراسوس سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند.. کراسوس فرمانروای شام بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت
کراسوس با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد و ارد {اشک13 } پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را کارگزار جنگ با کراسوس و رفع رومیها کرد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از زادروز در جلگه‌های بین‌النهرین و در نزدیکی شهر «حران» ( کارهروی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد. همانگونه که دولت بزرگ هخامنشی در گسترش مرزهای خود در غرب برای نخستین بار با دیوار محکم یونانی برخورد و پیشرفتش در اروپا متوقف گردید، دولت جهانگیر روم نیز در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند. .
سورنا , سردار اشکانی
سورنا معاصر با ارد اول از سلسله اشکانی ( قرن اول قبل از میلاد ) بود و از نظر شهرت و ثروت بعد از شاه قرار داشت. سورنا تنها فردی بود که اجازه داشت در موقع تاجگذاری شاه کمر بند شاهی را بکمر ببند. سورنا در یک خانواده اشرافی متولد شد و قدی بلند و چهره ای بسیار زیبا داشت، خردمند و شجاع بود. پلوتارش ( Plutarch ) تاریخ نویس یونانی در باره سورنا چنین خبر می دهد: هنگام سفر هزار شتر وسائل سفر سورنا را حمل می کردند و زن های سورنا در دویست کالسکه همراه او بودند، هزار سواره نظام زره پوش و همچنین هزار سواره نظام عادی او را همراهی می کردند. او بیش از ده هزار سواره نظام و خدمه داشت.
در سال 53 قبل از میلاد اشکانیان به فرمانده ای سورنا در Karrhai ( ترکیه امروز ) سپاهیان رم را شکست می دهند و شهر سلوکیه را به تصرف خود در می آورند. فرمانده ارتش رم را کراسوس که جنبش اسپارتا*** را سرکوب کرده بود بعهده داشت. کراسوس و پسرش در این جنگ کشته می شوند و سپاهیان رم به اسارت اشکانیان در می آیند.
پلوتارش در باره این جنگ می نویسد:
” سورنا سر و دست کراسوس را برای ارد اول که برای بستن یک پیمان صلح در ارمنستان بسر می برد می فرستد . سورنا اما در سلوکیه این شایعه را اشاعه می دهد که کراسوس زنده است و بزودی به شهر آورده می شود. سورنا یکی از اسرای رمی بنام Gajus Paccianus که شباهت زیادی با کراسوس داشت شبیه یک ملکه آرایش می کند و سوار بر اسب به شهر آورد. در شهر یک تئاتر خیابانی شیپور زنان و با رقص روسپان ” کراسوس ” و دیگر اسرای رمی را همرای می کردند. در صف مقدم تئاتر خدمه های ارتش رم سوار بر شتر و با یک نیزه با سر جدا شده سربازان رمی در حرکت بودند”. در واقع سورنا رسم رمیان که بعد از پیروزی در رم جشن می گرفتند با این تاتر خیابانی مسخره می کند. *
محبوبیت سورنا که ۳۰ سال از عمرش نگذشته بود بین سپاهیان بعد از پیروزی بر ارتش رم باعث وحشت شاه گردید و مدتی بعد جنگ Karrhai این سردار اشکانی به قتل می رسد.
نظرات ()



قهرمانان و اسطوره های ایران زمین
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/٩/۱٥

آرش کمانگیر
{آرش کمانگیر که به آرش شیواتیر معروف است و در اوستا از او به نام ارخشه یاد شده}
آرش معروف به کمانگیر، از پهلوان‌های باستانی و اسطوره‌ای ایران است که در تیراندازی بسیار زبردست و بی‌مانند بود. او پس از شکست ایرانیان از تورانیان برای تعیین مرز دو کشور تیری را از نقطه‌ی شکست، ساری یا آمل، پرتاب کرد. تیر آرش پس از زمان درازی بر تنه‌ی درختی در مرو فرود آمد. مرز ایران این گونه تعیین شد، اما پیکر آرش، که همه‌ی نیروی خود را برای پرتاب آن تیر گذاشته بود، پاره پاره شد و او جان خود را در راه میهن از دست داد.

فداکاری آرش


منوچهر، پادشاه پیشدادی، در سال‌های پایانی فرمان‌روایی خود از افراسیاب تورانی شکست خورد و به مازندران پناهنده شد. سرانجام، هر دو به صلح گرایش پیدا کردند و منوچهر از افراسیاب خواست که به اندازه‌ی یک تیر پرتاب از خاک ایران را به او بازگرداند. افراسیاب درخواست او را پذیرفت و ایرانیان آرش را که در تیراندازی چیره دست و پرآوازه بود، برای پرتاب آن تیر سرنوشت‌ساز برگزیدند. آرش بر فراز کوهی برآمد و تیر در کمان گذاشت و کمان را کشید و تیر پرتاب شد. اما خداوند به باد فرمان داد که تیر را از آن کوه بردارد و به آن سوی خراسان ببرد. سرانجام تیر بر تنه‌ی درختی فرود آمد.
آن گونه که بیرونی در آثار الباقیه آورده است، فرشته‌ای به نام اسفندارمذ به منوچهر فرمان داد که تیر و کمان ویژه‌ای بسازد. سپس، آرش برهنه شد و تن خود را به مردم نشان داد و گفت:"ببینید که پیکر من هیچ گونه زخم و بیماری ندارد، اما پس از تیراندازی نابود خواهم شد." گویند که اسفندارمذ تیروکمان را به آرش داد و گفت هر که آن را بیفکند، به جای بمیرد و آرش با این آگاهی تن به مرگ داد. او همه‌ی نیروی خود را در چله‌ی کمان گذاشت و با پرتاب تیر، پیکرش پاره پاره شد.
تاریخ آرش


کهن‌ترین نوشته‌ای که در آن از آرش سخن رفته است، کتاب اوستا(یشت هشتم، بند ششم) است. در این کتاب از قهرمانی به نام ارخشه با ویژگی‌هایی مانند تیزتیر و تیزتیرترین ایرانیان، یاد شده است. در نوشته‌های پهلوی آگاهی چندانی از این قهرمان به دست نمی‌آید و تنها در رساله‌ی ماه فروردین روز خرداد، آمده است که در روز خرداد(روز ششم) از ماه فروردین، منوچهر و ایرش شیباگ‌تیر، سرزمین ایران را از افراسیاب پس گرفتند. در نوشته‌های دوره‌ی اسلامی آگاهی بیش‌تری پیرامون آرش وجود دارد. از آن قهرمان نامدار در تاریخ طبری، تاریخ ابن اثیر، آثار الباقیه‌، شاهنامه، ویس و رامین، مجمع التواریخ، غرر السیر، البدء و التاریخ و کتاب‌های دیگر، یاد شده است.
جایی که آرش تیر خود را از آن‌جا پرتاب کرد، در اوستا کوهی به نام ایریوخشئوثه است. در نوشته‌های اسلامی، تیر از جایی در طبرستان، کوه رویان، قلعه‌ی آمل، کوه دماوند یا ساری پرتاب شده است. جایی که آن تیر فرود آمد، در اوستا کوهی به نام خونونت است که شاید همان کوهی باشد که در شاهنامه و کتاب ویس و رامین از آن با نام هماون یادشده و کوهی در شرق کوه‌های شمال خراسان است. نویسنده‌ی مجمع التواریخ آن را در جایی بین نیشابور و سرخس می‌داند، در ویس و رامین و تاریخ طبرستان آن را جایی در مرو دانسته‌اند. فخرالدین اسعد گرگانی در ویس و رامین این گونه آورده است:"از آن خوانند آرش را کمانگیر که از آمل به مرو انداخت یک تیر
خیزش کاوه آهنگر
سردار بزرگی که روحیه ظلم ستیزی را در ایرانیان گسترش داد


چو کاوه برون شد ز درگاه شاه بر او انجمن گشت بازارگاه
همی بر خروشید و فریاد خواند جهان را سراسر سوی داد خواند
از آن چرم کاهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای
همان کاوه آن بر سر نیزه کرد همانگه ز بازاز برخواست کرد



{فردوسی بزرگ }


چون ز استبداد آنان ملک شد ویران و پست کاوه و دیگر هنرمندان برآوردند دست
الا ای کاوه خنجر کش سوی ضحاک لشگر کش
فریدون است هان برکش درفش کاویانی را

( شادروان ملک الشعرای بهار )

کاوه آهنگر از پرآوازه ترین اسطوره های پارسیست. ماجرای ضحّاک ماردوش از شنیدنی ترین داستانهای شاهنامه اثر فردوسی ، این بزرگ مرد آزاده ایرانی است که در آن به کاوه آهنگر اشاره میشود و فردوسی این شخصیت را دوباره میپروراند تا امروز ما از آزادگی و دادگری کاوه درس بگیریم و زیر پرچم ستم و بیداد نرویم. باهم به مروری کوتاه بر این داستان میپردازیم. مرداس از فرمانروایان قدرتمند عربی بود که پسری بد گوهر و بد ذات به نام ضحّاک داشت. ضحّاک با همفکری شیطان که در لباس پیرمردی خیرخواه بر او آشکار میشود، پر انگیزه به کشتن پدر و رسیدن به قدرت و فرمانروایی میشود و پدرش را که در حال نیایش از پای در می آورد.ضحّاک این چنین بر تخت شاهی و فرمانروایی نشست میکند و به مدت هزار سال حکم رانی میکند. دوران حکومت ضحّاک دورانی تیره و سیاه بود. خرافات و گزند بر خرد و راستی چیره گر شده بودند و بیداد و پلیدی ایران زمین را فرا گرفته بود. شیطان روزی در لباس آشپز به دربار می آید. بعد از اینکه چیره دستی شیطان در خوالیگری بر درباریان آشکار میشود وی را به آشپزخانه دربار راه می یابد. شیطان پاداش خود را برای مهارتش در خوالیگری بوسه زدن بر شانه های پادشاه- ضحّاک میخواند و درباریان به وی اجازه میدهند که شانه های ضحّاک را ببوسد.
از جای بوسه ای که شیطان بر شانه های ضحّاک میزند دو مار میرویند. ضحّاک درمانده به دنبال پزشک بود که شیطان اینبار در لباس پزشک برای تیمار وی آشکار شده و به او میگوید که باید هر روز مغز دو جوان را برای آن دو مار پخت کنند و به آنان بخورانند. دژخیمان ضحّاک برای زنده نگاهداری ماران ضحّاک روزانه دو جوان را از پارسیان بر میگزیدند و میکشتند. این کشتار بر پارسیان گران افتاد و دو دلیرمرد یکی ارمایل و دیگری گرمایل به چاره اندیشی بر آمدند. بعد از راه یابی به دربار ضحّاک به خوالیگری پرداختند. چون دژخیمان دو جوان به نزد ایشان می آوردند یکی را رهایی میدادند و به او بز و میش میدادند تا راه دشت و کوه را پی گیرند و دوباره به دست دژخیمان ضحّاک نیافتند. به گفته فردوسی کردهای امروزی از همان تخمه و نژاد از همان جوانان نجات یافته از دست دژخیمان ضحّاک به دست دو خوالیگر پارسی هستند. خوالیگران به ناچار جوان دیگر را قربانی میکردند و به مارهای ضحّاک خوراکی از مغز انسان و گوسفند میدادند. بنابر این شمار قربانیان مارهای ضحّاک از شصت نفر در ماه به سی نفر در ماه رسید. شبی ضحّاک که در کنار ارنواز یکی از دختران جمشید-پادشاه ایران زمین قبل از ضحّاک که وی به نزد خود آورده بود خوابیده بود، که خوابی آشفته وی را با نعره ای از خواب پرانید. ضحّاک رویای خود را چنین بازگو میکند که سه مرد جنگی به وی حمله بودند، و او را کت بسته در مقابل مردم به سوی دماوند میراندند. اختر شناسان و موبدان را از ترس یارای تعبیر خواب ضحّاک نبود، اما سرانجام به او گفتند که تاج و تخت او دیر نخواهد پایید. چون فریدون بالغ شود و به مردی رسد با گرز پولادین و گاونشانش را که نشان خاندان اثفیان است بر سر تو خواهد کوبید و تورا به خواری خواهد بست و بر تخت تو خواهد نشست. ضحّاک پرسید کینه او از چیست؟ و به او گفتند که پدر فریدون و گاوی به نام برمایه که دایه او نیز باشد به دست تو کشته خواهند شد و این کشتار تو کینه ای سخت بر دل فریدون خواهد افکند. ضحّاک با شنیدن این سخنان از هوش رفت و از آن روز به بعد دیگر آرام و قرار نداشت و هراسیمه به دنبال فریدون میگشت تا او را نیست کند.
آبتین پدر فریدون در هنگام گریز به دست دژخیمان ضحّاک کشته میشود و فرانک مادر فریدون وی را در روستای ورک در ناحیه لاریجان مازندران به دنیا می آورد. فرانک هراسان فریدون را به نگهبان مرغزاری میسپارد و از او میخواهد که فریدون را تیمار کند. فریدون سه سال از برمایه گاوی که هر موی او همچون طاووس نر از یک رنگ بود شیر میخورد، تا اینکه همه جا صحبت از این گاو میشود و ضحّاک از این مکان آگاه میشود. پس فرانک به دنبال فریدون می آید و اورا به البرز کوه میبرد تا از گزند ضحّاک به دور باشد. فریدون در البرز کوه به دست پیرمردی سپرده میشود تا اورا پدر و نگاهبان باشد. ضحّاک در این میان به آن مرغزار میرود و برمایه را میکشد و خانه آبتین را به آتش اهریمنی خویش میسوزاند.
فریدون بعد از شانزده سال سراغ مادرش را میگیرد و از البرز کوه به نزد فرانک می آید تا از او در مورد خودش سوال کند. فرانک برای او تمامی آنچه بر ایشان گذشته داستان میکند و به او میگوید که پدرش آبتین خردمندی بی آزار از نژاد تهمورث بوده و از نسل پادشاهان بوده است و به دست ضحّاکیان کشته و از مغزش برای ماران ضحّاک خورش درست شده است. فریدون بعد از آگاهی یافتن از سرگذشت خود بسیار خشمگین میشود و به مادر میگوید که شمشیر بر دست خواهد گرفت و ضحّاک را از تخت پایین خواهد کشید، اما مادر به او هشدار میدهد که ضحّاک قدرتمند است و سپاهی بزرگ و نیرومند دارد و از او میخواهد که جهان را با بینشی فراتر از بینش جوانی اش ببیند تا سر خود را بیهوده و به خامی بر باد ندهد.
ضحّاک همچنان از فریدون هراسان بود و از هراس وی شب و روز نداشت. سرانجام برای مشروعیت بخشیدن به حکومت اهریمنی خویش بزرگان و مهتران را فراخواند و از آنان خواست که بر نوشته ای گواهی دهند که ضحّاک جز نیکی و داد نجسته و نخواسته است. بزرگان و پیران در حال گواهی دادن بودند که به ناگاه فریادی از میان جمعیت برمیخیزد و جمعیت را خروش و هم همه ای می افتد. کاوه آهنگر به ضحّاک میخروشد که من کاوه دادخواه، آهنگری بی آزار هستم و تورا نیکخواه و دادگر نمیدانم. کاوه با جسارت به ضحّاک میگوید که اگر تو پادشاه هفت کشوری چرا همه رنج و سختی آن بر گردن ماست؟. وی به ضحّاک میخروشد که مغر فرزندان من خوراک ماران تو شده اند و اکنون هم یکی از پسران من در نزد تو گرفتار است. ضحّاک که هرگز نمی اندیشید مردی با چنین زهره و گفتاری به وی آنچنان بخروشد، سراسیمه دستور میدهد فرزند وی را آزاد کنند و به وی بازگردانند. کاوه روی به پیران و بزرگان که در حال گواهی دادن به دادگری ضحّاک بودن میکند و میخروشد که شما دل به ضحّاک سپرده اید و ز یزدان ترسی به دل و شرمی به سر ندارید و بسوی دوزخ روانه اید که ایگونه نا دادگرانه گواه بر دادگری ضحّاک میشوید. کاوه میگوید من نه بر این گواهی پوچ گواهی میدهم نه از ضحّاک هراسی دارم و گواهی را پاره کرده بر زیر پای می افکند و از مجلس خارج میشود. اطرافیان ضحّاک تعجب زده از وی میپرسند که چرا به کاوه هیچ نگفت و به او اجازه چنین جسارتی را داد اما ضحّاک میگوید گفتار کاوه آنچنان او را هراسان و آشفته کرد که تو گوئی کوهی آهنین میان من و او پدید آمد و من نتوانستم هیچ بگویم.
پس از آنکه کاوه از مجلس ضحّاک خارج شد مردم به دور وی گرد آمدند. کاوه برخروشید و آواز دادخواهی سرداد و مردمیان را به دادخواهی و ظلم ستیزی فراخواند. کاوه پیشبند چرمی آهنگری خود را به در می آورد و بر سر نیزه ای میکند. نیزه ای که بر آن چرم آهنگری کاوه قرار داشت در فرهنگ فارسی به درفش کاویانی نامدار است و نشانه وطنپرستی و ناسیونالیسم ایرانی است. کاوه از مردم میخواهد که فریدون را حمایت کنند و بر ضحّاک بشورند. همان چرم بر نیزه بی ارزش سبب خیر شد و ضحّاکیان را از دادخواهان جدا کرد، و این همان کاری است که امیدداریم پرچم شیر و خورشید انجام دهد !
مردم به نزد فریدون رفتند و فریدون چرم برنیزه را به فال نیک گرفت و به ابریشم روم و زربافت و گوهرهای سرخ و زرد و بنفش بیاراست. از آن پس هر کس به پادشاهی ایران زمین میرسید درفش کاویانی را با گوهری نو می آراست. فریدون چون روزگار را بر ضحّاک آشفته میبیند کلاه کیانی به سر میکند و نزد مادر می آید به او میگوید که به سوی میدان خواهد رفت و از مادر میخواهد که برایش نیایش کند. فرانک فریدون را به دادار پاک میسپارد و از او میخواهد که فرزندش را از بدی و پلیدی به دور نگه دارد. فریدون به دو برادر خود کیانوش و شادکام میگوید که روز پیروزی دور نیست و تاج تهمورث و جمشید را باز پس خواهیم گرفت، و ایران را دوباره پر از داد خواهیم کرد. فریدون آهنگران را فرا میخواند و نقش گرزی گاو نشان را برروی خاک مینگارد تا ایشان از روی آن نگارش گرزی گاونشان برایش بسازند. آهنگرانی چیره دست گرز گاونشانی را برای فریدون میسازند.
در خرداد روز (روز ششم ماه) فریدون با سپاهیان به جنگ ضحّاکیان میرود. از اروند رود میگذرد به دژ ضحّاک در بیت المقدس میرسد و بدان راه میابد اما ضحّاک را نمی یابد، زیرا وی برای اینکه پیشگویی فالگیران درست از آب در نیاید به هندوستان رفته بود. کندرو دست نشانده ضحّاک در بیت المقدس می آید و فریدون را می ستاید، اما شبانه راه هندوستان به پیش میپگیرد و به نزد ضحّاک میشود. ضحّاک را از آنچه بر او رفته آگهی میدهد. ضحّاک با سپاهی از بیراهه به دژ می آید اما به اسارت فریدون در می آید. به فریدون الهام میشود که وقت نیستی و نابودی ضحّاک هنوز فرانرسیده، پس اورا دست بسته و خوار به لاریجان و سپس البرزکوه میبرد و در غاری که بن آن ناپیدا بود می آویزد. روز پیروزی فریدون بر ضحّاک روزیست که جشن مهرگان در آنروز برگذار میشود. مهرگان جشنی است که در آن سپیدی بر سیاهی و جهل پیروز میشود و روزیست که ایرانیان آزادی و رهایی از ستم ظالمان و ضحّاکیان و پیروزی نیکی بر پلیدی را جشن میگیرند.
آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین ، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه ی «در بند پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت . برخی او را از اجداد لرها یا کردها می دانند.

«اسکندر مقدونی » در سال 331 پیش از میلاد پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان ( جنگ آربل Arbel یا گوگامل Gaugamele ) و شکست پایانی ایران ، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه ، پایتخت ایران روانه این شهر گردید . اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد :بخشی به فرماندهی (پارمن یونوس) از راه جلگه (رامهرمز وبهبهان)به سوی پارسه روان شد وخود اسکندر با سپاهان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه)رادر پیش گرفت ودر تنگه های در بند پارس(برخی آنرا تنگ تک آب وگروهی آنرا تنگ آری کنونی می دانند) با مقاومت ایرانیان روبرو گردید.
در جنگ در بندپارس آخرین پاسداران ایران با شماری اندک به فرماندهی آریوبرزن دربرابر سپاهیان پرشمار اسکندر دلاورانه دفاع کردند وسپاهیان مقدونی را ناچار به پس نشینی نمودند. با وجود آریوبرزن وپاسداران تنگه های پارس گذشتن سپاهیان اسکندر ازاین تنگه های کوهستانی امکان پذیر نبود. ازاین رو «اسکندر» به نقشه جنگی ایرانیان درجنگ ترموپیلThermopyle متوسل شد وبا کمک یک اسیر یونانی از بیراهه وگذراز راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نگهبانان ایرانی رساند وآنان رادر محاصره گرفت.
آریوبرزن با 40سوار و5هزار پیاده ووارد کردن تلفات سنگین به دشمن ، خط محاصره را شکست وبرای یاری به پاتخت به سوی پارسهPersepolice شتافت ولی سپاهیانی که به دستور «اسکندر» ازراه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش ازرسیدن او به پایتخت،به پارسه دست یافته بودند.آریوبرزن با وجود واژگونی پایتخت ودر حالی که سخت در تعقیب سپاهیان دشمن بود،حاضر به تسلیم نشدوآنقدر درپیکار با دشمن پافشرد تا گذشته از خود او ، همه یارانش از پای در افتادندوجنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی زیر فرمان آریوبرزن به خاک افتاده بود.
لازم به یادآوری است که بدانید یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر چنان جنگید تا هر دو کشته شدند و نامی جاوید از خود برجای گذاشتند.
ونکته آخر اینکه اسکندر پس از پیروزی بر آریوبرزن آن اسیر یونانی را هم به جرم خیانت کشت
چند مطلب دیگر در ارتباط با بزرگ مرد ایرانی آریو برزن

اعتراض { مظلومیت آریو برزن در میان ما ایرانیان}
آریو برزن و مردانش 90 سال پس از ایستادگی لئونیداس در برابر ارتش خشایارشا در ترموپیل، که آن هم در ماه اوت روی داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسکندر آغاز کرده بودند. اما شوربختانه تفاوت میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی «آریو برزن» در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از «آریو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.چرا؟
اگر به فهرست درآمدهای توریستی یونان بنگریم خواهیم دید که بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عکس در کنار مجسمه لئونیداس برای یونان هرسال میلیونها دلار درآمد گردشگری داشته است. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به کشورهایشان می برند: ای رهگذر، به مردم لاکونی ( اسپارت ) بگو که ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت کرده باشیم( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد). لئونیداس پادشاه اسپارتی ها بود که در اوت سال 480 پیش از میلاد، دفاع از تنگه ترموپیل در برابر حمله ارتش ایران به خاک یونان را برعهده گرفته بود.
آریو برزن و مردانش جان بر کف نهادند تا پایتخت میهنشان به دست اسکندر گجسته نابود نشود، آنان جان دادند تا اسکندر مقدونی از پلکان قدرت و عظمت تخت جمشید بالا نرود؛ اما ویرانه های آن‌هم‌ خبر از بزرگی، عظمت و اصالت تمدن و فرهنگ ایرانیان باستان می دهد ــ تمدن و فرهنگی که رسالت پاسداری از آن تکلیف بی چون و چرای هر ایرانی و ایرانی‌تبار است. تا این ستون های سر به فلک کشیده که میراث مشترک همه ایرانیان (از آذری و فارسی گرفته تاکرد و بلوچ، ازسیستانی و مازندرانی گرفته تا گیل و لر، از ...) است بر جای باشند، ایران هم باقی خواهد بود ــ به همان گونه که در 26 قرن گذشته یونانیان، رومیان، تازیان،ترکان مهاجم ماوراءالنهر(فرارودان) ، مغولها و استعمارگران اروپایی نتوانستند آن را و فرهنگش را از میان بردارند

آریوبرزن ایرانی را با لئونیداس یونانی{به اصطلاح قهرمان فیلم 300} مقاسیه کنیم :

آریو برزن در انتهای سه جنگ ( پس از شکست قطعی گوگامل ) با اسکندر روبرو شد : یعنی شکی نبود که پشتیبانی نخواهد بود . در صورتی که لئونیداس پیش از جنگهای اصلی با خشیارشا روبرو شد ، به عبارت دیگر هنوز امیدی برای رسیدن کمک داشت . لئونیداس راه فرارش بسته بود و در همان تنگه کشته شد ، آریوبرزن راه گریز داشت و لشگر اسکندر را شکست ، اما نه برای فرار ! برای دفاع از تخت جمشید در برابر سپاهی که از سمت دشت به آن هجوم می آورند .... محل شهادت او در دشت بود و نه در تنگه . با چشم باز و با راه فرار وسط دشت با اصل سپاه اسکندر روبرو شد
نظرات ()



شکل واقعی زمین
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۳/٦

زمین کروی
یکی از اندیشه‌های یونانیان قدیم این بود که زمین به شکل کره است. تصور کرویت زمین نخست در شمار اندیشه‌های فلسفی یونانیان بود. فیثاغورث ، فیلسوف بزرگ یونانی ، نخستین کسی است که این عقیده را در حدود سال 525 قبل از میلاد ابراز کرد. یونانیان ، کره را شکل کاملی پنداشتند و درستی این اندیشه را با مشاهدات خود نیز تحقیق کردند.
زمین قبل از کرویت
پیش از آنکه یونانیان نظریه کروی بودن زمین را مطرح کنند، اکثر مردم عوام معتقد بودند که زمین مسطح است. مثلا هندوها معتقد بودند که زمین مسطح بر شانه چهار فیل قرار دارد که به نوبه خود بر پشت چهار لاک پشت شناور در اقیانوسی بیکران ، ایستاده‌اند. مصریان باستان ، زمین را رب‌النوع کب می‌پنداشتند که به پهلو دراز کشیده و الهه نات بر روی آن خمیده است.

دلایل کرویت
در حدود سال 350 پیش از میلاد ارسطو ، دلیل قاطعی بر گرد بودن زمین ارائه کرد. موثرترین دلیل وی این بود که اگر کسی به طرف شمال یا به طرف جنوب مسافرت کند، در افق روبروی او ستارگان جدیدی ظاهر می‌شوند و در افق پشت سر او ستارگانی که قبلا دیده می‌شدند، ناپدید می‌شوند. ارسطو همچنین دلیل می‌آورد که کشتیها در هر جهت که از ساحل دور شوند، ابتدا دکل آنها ناپدید می‌شود.

از اینها گذشته مقطع سایه زمین بر ماه در هنگام خسوف ، بدون در نظر گرفتن وضع ماه ، همیشه به صورت یک دایره است. ارسطو می‌گوید همه این واقعیت‌ها فقط هنگامی می‌تواند درست باشد که زمین کروی باشد.

سیطره باور
در میان تحصیلکرده‌ها ، حتی در اوایل قرون وسطی ، هرگز تصور کروی شکل بودن زمین از بین نرفت. دانته شاعر ایتالیایی ، در کتاب خود ، کمدی الهی ، فرض کروی شکل بودن زمین را پذیرفته است
محیط کروی زمین
اولین فردی که محیط زمین را دقیق اندازه گرفت، اراتستن (195-276 قبل از میلاد) ریاضیدان یونانی بود. او می‌دانست که در ظهر اواسط تابستان ، خورشید شهر سین ، واقع در جنوب خانه‌اش در اسکندریه مصر ، مستقیما درون چاه عمیقی می‌تابد. او در همان روز زاویه تابش خورشید بر فراز اسکندریه را 7.2 درجه اندازه گرفت. این زاویه برابر است با 1.50 کمان یک دایره. او می‌دانست که فاصله سین تا اسکندریه 772 کیلومتر است و بدین ترتیب محیط زمین را 50×772 یعنی 38600 کیلومتر محاسبه کرد. این رقم به عدد واقعی 40074 کیلومتر بسیار نزدیک است.
earth
زمین بیضوی
تا قرن هفدهم زمین به شکل کره کامل فرض می‌شد. این تصور از 2000 سال پیش تا آن زمان بر افکار تسلط داشت. ولی اسحاق نیوتن با توجه به چرخش زمین به دور خودش (حرکت وضعی زمین) ، نتیجه متفاوتی بدست آورد. اسحاق نیوتن به متفاوت بودن سرعت سطح زمین در عرضهای جغرافیایی مختلف پی برد. او با قوانین خود نشان داد که هرچه چرخش سریعتر باشد، اثر گریز از مرکز بیشتر است، یعنی گرایش مواد به دور شدن از مرکز دوران بیشتر می‌شود.

از آنجا که سرعت در قطبها صفر است، پس اثر گریز از مرکز در قطبها تا استوا پیوسته افزایش می‌یابد. این بدان معناست که زمین در اطراف کمربند استوایی خود با شدت بیشتر رانده می‌شود. زمین مانند یک نارنگی در استوا برآمده و در قطبها فرورفته است. اسحاق نیوتن حتی فرورفتگی قطبها را حساب کرد و نتیجه گرفت که می‌بایستی در حدود 1.230 تمام قطر زمین باشد. این عدد به عدد واقعی نزدیک است.
تفاوتها
امروزه اندازه گیریهای دقیق نشان می‌دهد که قطر استوایی زمین 43 کیلومتر از قطر قطبی آن بیشتر است. در واقع ، قطر استوایی زمین 12756 کیلومتر و قطر قطبی آن 12713 کیلومتر است..

نظرات ()



وضعیت لشکر اسکندر و داریوش
نویسنده: سید امیر رضا مرتضوی - ۱۳۸٧/۳/٦
Alexander
سواره نظام، بخش کوچکترلشکر اسکندر بود.
در بهار سال 334 قبل از میلاد، قشون پارمنیون (Parmenion) از افسران مورد اعتماد مقدونیان هنگام پادشاهی فیلیپ دوم (Philip II) و حامی بزرگ اسکندر، از داردانل (Dardanel) عبور کردند و ایرانیان از همان روزهای اول نتوانستند در برابر او از خود مقاومت منظمی نشان دهند. اسکندر پس از آنکه در ایلیون پیاده شد، استقلال این شهر را اعلام کرد و آنرا از پرداخت خراج به ایرانیان معاف داشت و سپس راه خود را پیش گرفت و به قوای اصلی ملحق شد.

قشون اسکندر از لحاظ عده زیاد نبود و از سی هزار پیاده و پنج هزار سواره تشکیل شده بود. که از این عده نه هزار نفر شش جناح را به وجود می آوردند و سه هزار نفر آنها سه دسته پیاده مسلح به اسلحه های میان وزن بودند. یکی از این دسته ها آگما نام داشت که گارد مخصوص اسکندر بود. پیاده های یونانی بطور تخمینی از دوازده هزار نفر تشکیل می شدند که شامل متحدین و مزدوران بودند. سایر قسمت های پیاده مرکب بود از دسته های مسلح به اسلحه سبک. پر ارزش تر از همه آنها کمان داران جزیره کرت (Crete) بودند.

سواره نظام از هشت دسته سنگین اسلحه شامل یاران پادشاه که از نجبا بودند و دسته سواره نظام فسال (Fesal) و سایر دسته های نسبتآ کوچک تشکیل می گردید. علاوه بر اینها اسکندر با خود حدود یکصد و شصت فروند کشتی به همراه آورده بود. به دنبال قشون عراده ها حرکت میکرد. در قشون اسکندر عملیات محاصره بسیار خوب انجام می شد و بنابراین در معیت عراده ها انواع ماشین های محاصره و دسته های مخصوصی که برای اینکار اختصاص داده بودند، حرکت می کرد.

ستاد فرماندهی ارتش عبارت بود از یک عده نزدیکان و دوستان مورد اعتماد پادشاه که به فنون جنگی کاملآ آشنا بودند. در میان این عده افراد برجسته ای وجود داشتند که بعدها در تاریخ آسیا نقش مهمی را ایفا کردند. لازم است در اینجا به وضع مرتب و نظم امور ستاد نیز اشاره شود. در این لشکر کشی روزانه کلیه وقایع ثبت می شد و همین یادداشت ها بعدعا پایه و اساس شرح لشکر کشی های اسکندر قرار گرفت.

حسن تهیه مقدمات لشکرکشی گواهی می دهد که اسکندر نقشه های وسیع جنگی داشته است، هر چند که این پادشاه جوان مقدونی در اولین مرحله فعالیت خود شاید تصور اینکه ممکن است بتواند حکومت ایران را در آن زمان مغلوب سازد و بر دنیا تسلط پیدا کند را محال می دانسته است … اما در اولین نبردی که در گرفت ضعف و ناتوانی حکومت هخامنشیان و در مقابل امکان فتوحات بعدی برای اسکندر آشکار گردید.

در مقابل ارتش کثیر داریوش سوم از عناصر و افراد مختلف تشکیل شده بود که از لحاظ نطامی ارزش آنان برابر نبود. انضباط، فوق العاده ضعیف بود و آن اراده و ایمانی که ارتش قلیل تعلیم یافته و مجرب اسکندر برای وصل به فتح و پیروزی در دل داشتند، در ارتش داریوش وجود نداشت. از شرحی که هرودوت در باره ارتش خشایارشا بیان داشته معلوم می شود که پایه و اساس این ارتش را پیاده نظام و افراد داوطلب ایلاتی تشکیل می داده ولی سواره نظام اهمیت فوق العاده ای داشته است.

داریوش سوم برای اینکه با روش جنگجویان یونانی ارتش خود را هماهنگ نماید سعی می کرد که یک پیاده نظام منظم به وجود بیاورد و او قبل از همه چیز به مزدوران یونانی، که تعداد آنها چندان هم کم نبود، اتکا داشت و فرمانده بسیار لایقی بنام ممنون (Memnon) آن سپاه را رهبری می کرد.

آمار کلی ارتش داریوش معلوم نیست و فقط می توان حدس زد که عده افراد آن از سپاهیان اسکندر کمتر نبوده است.

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »